يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
127
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
سامانه عزيمت فرمود و آنجا شكار « 1 » ميباخت - در اثناى آن خبر رسيد كه فوجي از مغل در حدود ديبالپور رسيده است - ملك قبول سرپردهدار با لشكرها نامزد شد - مغل « 2 » از پيش لشكر عطف كرده در ولايت خود رفته - سلطان بر سمت دار الملك دهلي مراجعت كرد - و در آخر سنة المذكور ملك تاج الدين نتبه « 3 » و چند امراى ديگر از لكهنوتي باسم رسالت با تحفه و خدمتيان « 4 » در حضرت آمدند - و بانواع مراحم مخصوص گشتند « 5 » . سلطان نيز اسپان تركي و تازي و ميوههاى خراسان از هر جنس و تحفهء ديگر بر دست ملك سيف الدين شحنهء « 6 » پيل برابر ملك تاج الدين نتبه براى « 7 » سلطان شمس الدين در لكهنوتي روان كرد - چون در بهار « 8 » برسيدند شنيدند كه سلطان شمس الدين وفات يافت - و پسر او سلطان سكندر بادشاه شد - رسولان لكهنوتي را در بهار داشتند و اين كيفيت در حضرت اعلي بازنمودند - فرمان شد تحفه و نفايس در حضرت بفرسند - و اسپان « 9 » حشم بهار را بدهند و رسولان را در كره برسانند - همچنان كردند - در سنه ستين و سبعمائه سلطان با لشكرهاى انبوه عزيمت لكهنوتي مصمّم كرده روان شد - خانجهان را در دهلى گذاشت - و تاتار خان را از حد ولايت غزنين « 10 » تا ملتان شقدار كرده آنجا داشت - چون سلطان در ظفرآباد رسيد هواى بشكال قريب شد - همانجا مقام كرد - و درين منزل اعظم ملك شيخزادهء بسطامي كه بر حكم فرمان از مملكت بيرون رفته بود از خليفه خلعت آورد - سلطان در باب او مرحمت كرد - و اعظم خان
--> ( 1 ) M . و انجانب شكارى مىتاخت ( 2 ) M . omits مغل ( 3 ) M . بيته ( 4 ) M . خدمتيات ( 5 ) B . گشته ( 6 ) M . شحنيك پيل ( 7 ) M . بر سلطان ( 8 ) M . بهار رسيدند ( 9 ) B . اسپان بهار را بدهيد ( 10 ) M . غزنين ملتان